عطـــــــــــاعطـــــــــــا، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

حبه انگور مامان و بابا

عــــــــــروسکم ملــــــــــــوسکم

1392/8/8 13:50
نویسنده : مامانی
535 بازدید
اشتراک گذاری

سلام امیدم

تو پست قبل گفتم یادم نمیمونه همه حرفا و کارات.

الان کلی هم اضافه شده که سعی میکنم تا جاییکه یادم میاد برات بنویسم.

چند شب پیش رها اینا با ما خونه مامان جون موندن.

داشتیم میخوابیدیم که رها هی داشت گشت میزد تو حال چهار دست و پا و صدا میداد.

شما هم به هوای اون پاشدی رفتی.بعد وایستادی جلوش دستتو بردی جلو میگی نی نی گت یات داااااا:برو بخواب دیگه

ممه یه یات دااااا: می می بخور بخواب دیگه.....

یعنی منفجر شدیم از خنده هاااااا.حسابی داری برای رها بزرگتری میکنی هم مواظبشی هم امر و نهی میکنی براش.خخخخخخ

دیروزم بغلم بودی رو میز قندون دیدی میگی دَند دَند: قنر

میگم مامان قند نمیخورن تو هم برگشتی بهم میگی رَرَردی: ضرردی یعنی ضرر داره.

واقعا بعضی حرفا رو نمیدونم کی ضبط میکنی اینجوری تحویلمون میدی ما هم کپ میکنیم.

تازه یبارم قابلمه پلو رو داشتی پخش و پلا میکردی برداشتم از جلوت بردم.داد میزنی مامان آپاماااا: نبر

اینم بگم علیرغم تلاش و تصمیم قبلی من برای اینکه اول زبان فارسی رو یاد بگیری شما اغلب ترکی حرف میزنی و بعید هم نیست خب بهرحال اطرافت همه ترک هستن.منم دیگه اصراری ندارم و ترجیح میدم اول همین زبان مادری رو یاد بگیری عزیزم.

اسباب بازی ها رو میاری میریزی رو زمین و هرکی رو ببینی بهش میگی آببادی اونا دا: با اسباب بازی بازی کن دیگه.

تنهایی دوست نداری بازی کنی گلم توجه میخوای و منم متاسفانه زیاد حوصله م نمیکشه.باید سعی کنم برات بیشتر وقت بذارم.

اتو رو هم شناختی و قشنگ اسمشو میگی .علاقه زیادی هم داری اتو کشیدن منو تماشا کنی ولی خودت دست نمیزنی بهش آفرین گلم.ماچ

امروز شروع کردی روی مبلا رفتن.البته مبلای خونه خودمونو میگم.از اونجا هم چون مبلا پشت به اوپن هستن روی اوپن وسایلا رو دستکاری میکردی و حسابی خوشحال بودی از این دستاورد بزرگ.حالا باید بیشتر مراقبت باشم دیگه کم کم موقعش رسیده که مثل دایی مهدی جونت از در و دیوار بالا بری.خوبه فعلا روی اپن نمیتونی بری وگرنه باید مبلا رو از اونجا برمیداشتم.

به کلاه میگی تُلاه

چیتات: چیخات(دربیار)

نمیدونم بهت قبلا گفتم یا نه که عاشق کندن زخمی و یا هرچیزی که کنده بشه.از دست تو وروجکککبغل

اخیرا کلمه اشه: الاغ رو خیلی تکرار میکنی برای جلب توجه وگرنه معنیشو نمیدونی منم سپردم عکس العمل نشون نده کسی بلکه از یادت بره.اینم از آموزشای دایی جونته دیگهقهر

وقتی چیزی میخوای بشدت با عشوه و ناله زود زود تکرارش میکنی فیلم اینکارتو برمیدارم خودت ببینی.خخخخخ

خیلی به مامان جونی وابسته شدی و باید هر روز ببینیش اونم بتو وابسته شده.اونو ببینی من از یادت میرم.البته حق هم داری طفلی خیلی دوستت داره و لی لی به لالات میذاره.اغلب برای اون لوس میکنی خودتو اونم نازتو خریداره حسابی.فداش بشم منقلب

فعلا اینا رو داشته باش تا بعدا بازم بیام بهت بگم.الان خوابیدی و کمی بعد با شکم گرسنه بیدار میشی گلممم برات دارم سالاد الویه میذارم دورت بگردم.عاشقتم.

بعدا عکس هم میذارم سر فرصت

بوس بوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان زینب
8 آبان 92 16:19
سلام خواهش می کنم بیا آخرین پستم را ببین .