عطـــــــــــاعطـــــــــــا، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

حبه انگور مامان و بابا

حرفای جدید، کارای جدید

سلام دردونه.خوبی؟ عطا یه سری از کلماتی که میگی رو انگار یادم رفته بنویسم و یه سری رو هم تازه یاد گرفتی. قربونت برم هر روز برای مامانت سورپرایز داری. شدیدا به آب بازی و حموم علاقه داری و تا یکی میخواد بره حموم یا کلمه شو بکار ببره بدو بدو میری جلو حموم و میگی: اَمو وقی دنبال چیزی هستی بجای کو میگی: لــــــــو؟؟؟؟؟؟ وقتی خوابت میاد یا میخوای شیر بخوری میگی: لالا و بعضی وقتا هم می می به تا بازی و اسباب بازی میگی: آب بادی.مخصوصا وقتی سوار تاب هستی اینو با آهنگ تاب تاب عباسی میخونی... وقتی ازمون میخوای چیزی رو باز کنیم میگی: آتتو تا توی تلویزیون یا جایی آهنگ یا اذان پخش میشه شروع به خوندن میکنی با خودت و حسابی کیفور میشی... ...
17 خرداد 1392

ادا اصول جدید جیگر مامان...

سلامممممممم عطا چقدر تو بلا شدی.... فقط میخوام بخورمت تمومت کنمااااا... پسرکم گاهی بد غذا میشی و خوب نمیخوری که ناراحت میشم. مخصوصا مواقعی که شلوغی دوست داری بکنی یا کسی یا چیزی هست که ت وجهتو جلب میکنه دیگه نمیخوری چیزی. اما خوشبختانه غذای سالم دوست داری.عاشق کباب و ماهی هستی که از این بابت خیلی خوشحالم. سعی کن همیشه سالم زندگی کنی پسرکم .مامانی دلش طاقت نمیاره یه لحظه اذیت بشی. چنتا کلمه جدید هم میگی: الان دیگه به امیر و پسر بچه های همسنش میگی:اَمو علیرضا : اَدیدا از خیلی وقت پیشا ای وای میگفتی که الان یادم افتاد بنویسم به این زبون: ایبا ، اِوا وقتی شیر میخوای یا خوبت میاد هی میگی لالا و چیزی که اخیرا یاد گرف...
7 خرداد 1392

وقتی رگ سیدی عطا میگیره........

سلاممممممممم به عطای عصبانی... وای عطا تا بحال اینقدر ازت نترسیده بودم.خیلی بدتر از آدم بزرگا عصبانی شده بودی. بگم چرا؟؟؟ دیروز عصر مثل اغلب اوقات تو رو خوابوندم و از اونجایی که خسته بودی فکر نمیکردم زود بیدار بشی.واسه همین رفتم حموم تا دوش بگیرم.که تازه سرمو شسته بودم که دیدم صدا میاد... دقت کردم دیدم بلــــــــــــــــــه... داری حسابی گریه  و جیغ جیغ میکنی...تا خودمو گربه شور کنم بیاد پیشت حسابی دیوونه شده بودی.آره دیـــــــــــــوونه.... وای خدا نیاره... دیدم وایستادی کنار دیوار و جیغ میزنی.فدات بشم الهی انگار ترسیده بودی از اینکه تنها موندی... بعدشم که منو دیدی تبدیل شد به عصبانیت.اصلا اجازه نمیدادی...
2 خرداد 1392
1