عطـــــــــــاعطـــــــــــا، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

حبه انگور مامان و بابا

عیـــــــــــدت مبارکـــــــــــــــ

سلام پسرکم ایشالا که خوبی... سال نو مبارک.دومین بهاریه که میبینی گل من .چقدر هم عیدی جمع کردی ماشالا... اونقدر خوشمزه و جیگر شدی که نگو.روز بروز ناز و ادات بیشتر میشه.عیدی هم به ما دادی.بلــــــــــــــه... دو سه روز مونده با سال تحویل شروع کردی به راه رفتن و مامان بابا گفتن قربونت برم. نمیدونی چه حالی میشم وقتی مامان صدام میکنی.انگار که دنیا رو بهم میدی...ولی نه... بیشتر از اونه.با دنیا عوض نمیکنم مامان گفتنتو... اونقدر دوست دارم وقتی مشغول کار هستم میای سراغم و یک ریز صدام میکنی مامان مامان...... منم هربار جواب میدم جانا جانا (=جانم) از عصبانیتت بگم که زمین و زمانو بهم میزنی و همه رو تسلیم میکنی.یک جیغایی میزنی که وح...
11 فروردين 1392

بدون عنوان

سلام پسر نازنینم عیدت مبارک عزیزترینم امروز دومین عید نوروزتان بود.خیلی دوست داشتم اول تو رو بغل بگیرم و به تو تبریک بگم اما نشد.قبلش از بغلم رفته بودی. عطا جون به مامان عیدی میدونی چی دادی? اول اینکه چند وقته مامان بابا قشنگ میگی. دوم اینکه تو این یه هفته ای که مامان جون اینا مسافرت بودن شروع کردی به راه رفتن و الان حتی هفت هشت قدم هم میری.الهی قربون قد و بالاتر بشم من. هرکاری کردم قبل سال تحویل نرسیدم برات بنویسم.اما تو اولین فرصت اومدم و نوشتم تا داغ باشه حرفام. اینم بگم با لباسای عیدت خیلی خوش تیپ تر میشی و خوشمزه تر. چشمت نزنن خوبه. بازم میام گلم ... بوس
1 فروردين 1392
1