عطـــــــــــاعطـــــــــــا، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

حبه انگور مامان و بابا

پـــــســــــرکــــــــــم...

            مامانی خوبــــــــــی؟؟؟؟؟ آقای دکتر که گفت خوبی . آره امروز رفتیم بازم شما رو دیدیم.البته من که خوب نتونستم ببینم بابایی دیدت . آقای دکتر که همینجوری مشخصاتو میگفت بنویسن گفت Male فهمیدم پسری . بعد پرسید بهتون گفتن که پسره دیگه......؟؟؟ پسرم قند عسلممممممم بیرون اومدنی عکساتو دیدم چیزیت مشخص نیست برای من.میخوام دوباره برم یه سونو دیگه که هم مطمئن بشم هم ببینمت خودم.دلم برای دیدنت یه ذره شده . اولین کسی که فهمید پسری منو بابات بودیم.بعد خاله و شوهرش که با ما بودن . بعد رفتیم خونه مامانی و بابایی .اول به بابایی و دایی ت گفتیم چه ذوقی ...
21 مهر 1390

با تکونت مامانو ذوقمرگ کردی شیطون بلا....

سلام نی نی گلممممممممم خوبی مامان؟؟؟؟؟ شیطون دیشب مامانو خوشحال کردی.... همینطور دراز کشیده بودم به داشتم داشتم با موبایل ور میرفتم که یهو... یهو یه چیزی تو دلم تکون تکون خورد....... بعدش یادم افتاد نی نی خوشگلم بوده کلی ذوق کردممممم ولی دیگه هرچی منتظر شدم تکون نخوردی. به بابایی گفتم اونم ذوق کرد.هر کاری کردم نتونستم همون لحظه بنویسم برات. الان نوشتم. عاشقتم نی نی..... ...
11 مهر 1390

صدای قلبت نوازشگر روح مادر...

سلام خبر جدید اینکه دیروز رفتیم دکتر و دکتر صدای قلب فرشته مامانو گوش داد. برای مامانی هم گذاشت گوش کنه. فدای قلبش بشم که همچین تند و تند میزد عین یه گنجیشک کوچولو.اما هنوز اونقدری بزرگ نشده بود که صدای تاپ تاپش کاملا واضح بیاد. وای مامانی چقدر دوستت دارم.
4 مهر 1390
1